هیچواره
صفحات وبلاگ
نویسنده: رضا باقری فرد - ۱۳٩۱/۸/٧

 

 

 من از باران

از این رنگین ترین پایان

و مهری که نشسته یاد دیروزم

صدای پای هر عابر

و این خش خش ترین نبضم

گمان دارم که آبان است

 

از این تکثیر انگشتان سردم

که شعری را کشیده روی دردم

به روح خسته تر از من

که فردا روی دوشم هست

از این رگها

که شور از من نمی نوشد

یقین دارم که آبان است

 

در این لحظه...

صدا از قلب پاییز است

نفسها برگ ریز است

و آغاز منی دیگر

به شمعی دیده می بندد :

که ای آبان!

تو از نو تازه تر باش

من از نو کهنه خواهم شد... .

 

 

نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :