قصه

عزیزم

به عشق نیندیش!

این قصه

از هر دو سر ، یکی است:

یکی بود ...یکی نبود

 

/ 1 نظر / 2 بازدید
مهمانی از کافه نارینه

گر مَرا دوست نداشته باشی ... دراز می کشم و می میرم ! " مرگ " نه سفری بی بازگشت است و نه ناگهان محو شدن " مرگ " دوست نداشتنِ توست ! درست ... آن موقع که باید دوستم بداری ... " رسول یونان "