...(3)

از شعر لبانت

به کدام بوسه ...،پل بسته ای ؟

- که حرفهایت

بدون دیروزمن

و نگاهت

بدون فردای من است...!

/ 5 نظر / 6 بازدید

شعری بخوان بر سجاده لبانم فردا تمام این خاطره را خواهم سرود... لیلای... درود برشاعر عزیز [گل]

مهیارسنائی

سلام رضا جان. چه سئوال سختی مطرح کرده ای ! واز کجا به کجا میبردذهن مخاطب را واژه گان درون شعرت. همیشه درود.[گل] ( باقسمت دوم شعرت موافقم.یعنی هم سویم!!)[نیشخند]

برف زمستانی

می دانید که اشنایی بارضا باقری فرد یکی ازشانس خوب من است در سال نود و یک خدای را سپاس بخاطر این موهبت ارزشمند تو و من هر سه زیبا و خیال انگیز است راستی چرا اینجا واژه ها برای بیان احساسم کم توانند؟ خدا شما را برای شعر و برای همه خوبی ها و بودن و برای خانواده محترمتان حفظ کند سالی سرشار از آرامش و سلامتی ارزومندم

فرداد دادار

گرچه .... لبان خشكيده و در طلب شعري .... ولي باز زمزمه ميكند ؛ بياد طراوت قطره اي از واژگان عشق در كوير ... چشمه سار شعرت ؛ زلال ... سلام رضا جان ... زيبا مي نويسي چون هميشه ... [گل]

فرداد دادار

گرچه .... لبان خشكيده و در طلب شعري .... ولي باز زمزمه ميكند ؛ بياد طراوت قطره اي از واژگان عشق در كوير ... چشمه سار شعرت ؛ زلال ... سلام رضا جان ... زيبا مي نويسي چون هميشه ... [گل]