چله نشین

 

 چله نشین !

در چله ی کدامین حرف ِنگفته ای

که بر دار خاموشی ات فراموشی بافته اند

و از خاک سکوتـت

تـندیسهای رضایت افراشته اند

حرفی بزن

قبل از آنکه چاک بردارد

تـُنگ دریایی من

یا صدا بشکند از سیب تنهائی تو

چیزی بگو

تا ترک بردارد شیشه شب ، خواب سیاه

روزها تشنه اند

و چه خیس و سفید است صدایت

حرفی بزن ... چله نشین ! 

/ 8 نظر / 4 بازدید
لیلای...

بلندترین یلدای دفترم را ... به سکوتی سپید محبوس کردند... رضایت بده به خاموشی ام با تنهایی ام بعضی وقتها بغض هم بهانه خوبیست برای این سکوت.... سلام جناب باقری گرامی چله نشستن و ... حکایت غریب دارد این چله نشینی اما شاعر که باشی شاید هر شب تنهایی را چله ایی دگر سروده باشند بر سرنوشت ات [گل]

مهیارسنائی

خواهمت نوشت، آی... وسیعترازوسیع! خواهمت گفت :ای...گوش،آی شنونده ی کبیر ! وخواهمت شنید:به جان!به جان!به جان!... وخواهمت نوشید:ای شراب تلخ ،ای سراپاغرور-آه ای سپید... چله ام رانیز خواهم شکست... به اشاره ی شستت:زاده خواهم شد!! وطاقت بیاور............ای خورشید! ای والا مقام: آی پیمبر... رضا! سلام رضا جان. ما کجا و شاعری کجا. سلام ت می گویم و: برایت روزگاری بی غم آرزومیکنم. خوش باشی عزیزتر.[لبخند]

صدیقه میری

پشت کدام پنجره ایستاده ای که چله نشین چشمانت شده ام امشب سپیدترین جامه ی انتظارم را بر تن می کنم و پشت تمام پنجره ها خواهم رقصید شاید در سردرگمی لحظه هام طلوع کنی... سلام [گل] از تو خواندن لذت داره حتی اگه سوزناک و تلخ باشه که البته اینطوری با دل پاییزی من سازگارتره سبز باشی [گل]

پژمان

حرفی بزن قبل از آنکه چاک بردارد تـُنگ دریایی من

اعظم شکوری

جناب باقری عزیز شاعر فرهیخته و ارجمند سلام سروده ی"چله نشین"تان با اندیشه ای قوی و درن مایه یاندیشمندانه و دردمندانه بسیار قابل تامل و خیس و سفید بود حرف هایتان همیشه برایم تفکر برانگیز است دوباره برای خوانش دوباره و دوباره چله نشین تان خواهم آمد درود بر شما عزیز بزرگوار

مهیارسنائی

[لبخند] به لبخندت قسم که دارم جایگاهی دراین درگاه ، درگاه ِ لایتناهی! همون حق آب وگل واین حرفا [چشمک]

مهیارسنائی

تنبل!![نیشخند] یه ساقی نامه ای. یه شاه نامه ای. یه مثنوی بالا بلندی. یه قصیده ای. یه غزلی. یه ترانه ای یه سپیدی یه خطی یه نقطه چینی یه نقطه ای بابا به فکر ما هم باش! سلامت بمانی.[قلب]