نقد رمان خاطره استانبول اثر احمد امید ترجمه عارف جمشیدی


احمد امید نویسنده کتاب خاطره استانبول از سال 1996 شروع به رمان نویسی کرده است.تاریخ چاپ کتاب خاطره استانبول یعنی 2010مقارن است با سالی که در آن استانبول پایتخت فرهنگی جهان اعلام شده است.کتاب ،تاکنون به بیش از بیست زبان ترجمه شده است.پرفروش ترین رمان سال 2010ترکیه را می توانید وقتی استانبول رفتید همراه داشته باشید و از خوانش عینی آن لذت وافر ببرید. کتاب خاطره استانبول ، کتاب تاریخ است به فن رمان و رمانی است به فن تاریخ.معلق است بین یک اثر هنری و یک اثر تاریخی.تاریخی که از 700سال قبل از میلاد شروع می شود و تا جمهوریت ادامه می یابد.هفت پادشاه که بیشترین تاثیر را بر استانبول و آینده آن گذاشته اند ،هفت مکان تاریخی و هفت قتل با هم روایت می شوند.نویسنده برای بیان تاریخی که با خون نوشته می شود از زبان سربازرس موزات داستانی جنایی را روایت می کندکه عزیزترین دوستانش برای معنا بخشیدن به زندگی، برای شکستن سکوت و خلق خاطره در استانبول و یادآوری تاریخ شهر و بناهای ماندگار آن مرتکب اش شده اند.او برای تلطیف این خشونت از بستر رفاقت، عشق، تنهائی انسان ها، مقوله های مذهبی و فرهنگی، حس وطن دوستی و حتی افسانه ها استفاده کرده است.نگاه احمد امید به تاریخ کلی تر و فراتر از وطن پرستی اش می باشد.طوری که در کتاب می آید استانبول یا همان نام قدیمی اش بیزانتیون را مهاجرانی ساخته اند که از شهری در یونان باستان به این ناحیه آمده اند.ارزش این واقعیت تاریخی زمانی روشن می شودکه به مناقشه ی بین ترکیه و یونان دقت بیشتری کرده باشیم.در ضمن این کتاب تنها و یا جزء معدود کتاب های ترکیه است که به یونانی ترجمه شده است.نویسنده برای احیای تاریخ شهری می کوشد که طبق نوشته ی کتاب،روی ستون های رومی خیابان بایزیدش لباس زیر زنانه طراحی شده است.

راوی سربازرس موزات است که بیشتر یک شاهد خوب است تا یک سربازرس کارکشته .موزاتی که نویسنده ، کاراکتر آن را از رمان های قبلی اش عاریه گرفته و از لحاظ شناخت شخصیتی به کسی که اولین بار از احمد امید می خواند بی وفایی شده است.شروع هر فصل با توصیفی که "یکتا"(شاعر ، معمار ،دوست صمیمی موزات و قاتل اصلی جنایت ها)از امپراتورها و پادشاهان آن دوره نوشته شروع می شود. توصیفی که در عین حال مناجاتی است بین فاتح استانبول با خدا با خدایگانش.یعنی یکتا نگاهی مقدس گونه به قتل ها دارد که برای حفظ تاریخ انجام داده است.پایان کتاب هم با نوشته یکتا به پایان می رسد:استانبول را به تماشا بودیم.جالب است که در مقدمه کتاب هم قطعه ای از شعر یحیی کمال آورده شده است.

کتاب در واقع موکد و بیانگر دوباره ی نقش استانبول در ادبیات ترکیه است. در واقع این استانبول است که نقش نقش اول رمان است و این استانبول است که سلاخی می شود.

از منظر تاریخ گرایی جدید هم می توان به این رمان نگاه و نقد داشت.نگاهی که در آن نگاه ، تاریخ آن چیزی نیست که اتفاق افتاده است.بلکه بیشتر این باور مهم است که معنای فرهنگی چگونه از رخدادهای تاریخی به وجود می آید.در واقع خوانش دیگری از وقایع تاریخی است.

کتاب درگیر معرفی استانبول است طوری که جاهایی منطق روایی رعایت نشده است.سربازرسی که واقعا یک سربازرس نیست، تکیه بیش از حد او به لیلا بارکین، قاتل شدن یک شاعر با توجه به انگیزه هایش که تاکید دارد شخصی نیست.

کتاب ترجمه آقای عارف جمشیدی است .هر چند کتاب ویراستاری خوبی نشده است و برخی اشتباهات تایپی، املایی و نگارشی دارد نمی توان از ترجمه ی روان این مترجم آذری گذشت.مترجمی که از این نویسنده کارهای دیگری نیز در دست دارد.


رضا باقری فرد


تلگرام:@rezabagherifard

اینستا: @reza.bagherifard

/ 0 نظر / 11 بازدید