دور و نزدیک

 

 دور و نزدیک

 

 (باقری)

 

/ 4 نظر / 5 بازدید
لیلای...

کمی و دور و کمی نزدیک به من نزدیک تر از خورشید ... این بار در راهت کمی دلتنگی میگذارم تا نرفته برگردی... کمی خاطره مکشم بر خط کناره جاده تا دنبال خاطراتمان تا فردا راه بیایی... نه اصلان شاعر نیستم اما برایت نقشی از دریا را که دل داده به ساحل می کشم تا بی بهانه دل به دریا بسپاری و به رویا دست بدهی... سلاااااااااااااااااااااام و درود ها به توان ابدیت چقدر خوشحالم که در تنهایی می توانم تا همیشه بخوانمت

مهیارسنائی

[لبخند] بسیارعالی. هم شعر. وهم تصویر... مرحبا[دست]