11

لحظه های بی من و تو

با خاطره ها در سفرند.

بگذار لحظه ها فاصله باشند

 من ...،هنوزهم که هنوز است

 جایی در دوردستها 

 دیروزها

در انتظار تو هستم

نمی آیی...؟

/ 6 نظر / 10 بازدید
پرستو پ

خیلی به دلم نشست[دست] دردها مشترکند جایی در دوردستها جایی در دیروزها ....در انتظار تو...نمی آیی؟[گل]

لیلای...

11شروع جاده و اتوبان ...فاصله است(عدد شعرت را می گویم ) سلام امروز مسافرم برمی گردم و دوباره می خوانم.(بهانه ای برای دوباره خواندن!)

گل یاشیل

اعتمادی در دور دست اتفاق و صداقتی در اکنون نبودنت.. به نیازی دل خوش داشته ام، از تازه های فاصله ات! سهم عدالت مرا روشن کن در عطوفتی پنهان... سلم و درود فراوان بر شما جناب باقری فرد بزرگوار و انسان گاه در لحظه ای در کنار خاطره ای همچنان می نشیند و گذر جویبار زمان و لحظه ها را نظاره گر می شود و چقدر خاطرات وفادارند سپاسگزارم از سروده ی بسیار ظریف و گیراتان و بابت لطف و محبتتان بسیار ممنونم مرد نیک اندیش زنده باشید و سبز در پناه خدای یاس [گل]

دوباره خواندم (بی بهانه) ثانیه ها این ساعت شمارهای لعنتی همیشه به دوری می نوازند و به دلتنگی و تنها خاطره ها می دانند کسی آنسوی دیروزها در راه آمدن است... این سپید سروده تان حس و حال آشنایی داشت ... [گل]

برف زمستانی

ترا به لحظه دیدار اگر روزی آمد قاصدک را بگو حوالی کوه ها و برف ها ؛ آبشاری به پا بوسش دخیل بسته اند باشد شاعر؟